جایی که اندیشهها با هم گفتوگو میکنند، تا انسان خودش را عمیقتر ببیند
گام اول | ۲۰ جلسه | حضوری + آنلاین
بعضی کتابها را میخوانیم تا چیزی یاد بگیریم.
بعضی کلاسها را میرویم تا مهارتی کسب کنیم.
اما گاهی انسان وارد سفری میشود که هدفش فقط بیشتر دانستن نیست؛
جور دیگری دیدن است.
«پیچکهای ذهن» چنین سفری است.
سفری در میان روانشناسی، فلسفه، ادبیات، علوم اعصاب، عرفان و تجربه زیسته؛ برای نزدیک شدن به یکی از بنیادیترین پرسشهای زندگی انسان:
«انسان چگونه جهان را تجربه میکند؟»
چرا «پیچکهای ذهن»؟
پیچک، برخلاف درخت، قامت مستقلی ندارد.
برای بالا رفتن به چیزی دیگر میپیچد.
در آغاز ممکن است سبز، طبیعی و حتی زیبا به نظر برسد؛ اما گاهی آرامآرام چنان گسترش پیدا میکند که نور، هوا و نیروی درخت را محدود میکند.
بعضی الگوهای ذهنی و روانی ما نیز چنیناند.
گاه در لباس عشق،
گاه مسئولیت،
گاه کمالگرایی،
گاه اخلاق،
گاه موفقیت
و حتی گاهی در لباس معنویت وارد زندگی ما میشوند؛
اما ممکن است بهتدریج آزادی، خلاقیت، آرامش و امکان انتخاب ما را محدود کنند.
در زبان «پیچکهای ذهن»:
طرحوارههای ناسازگار، میتوانند پیچکهای دوران کودکی باشند.
خطاهای شناختی، پیچکهای اندیشیدن.
دفاعهای روانی، پیچکهای بقا؛
راههایی که زمانی به ما کمک کردهاند دوام بیاوریم، اما ممکن است بعدها خود به مانعی برای رشد تبدیل شوند.
وابستگی، حسادت، شرم، احساس گناه، کمالگرایی، ترس از طرد و بسیاری از تجربههای دیگر نیز میتوانند در زندگی هرکدام از ما به شکل پیچکهایی ظاهر شوند.
«پیچکهای ذهن» جایی برای شناختن این پیچکهاست.
بیشتر دانستن، یا عمیقتر دیدن؟
بیشتر آموزشها اطلاعات میدهند.
پیچکهای ذهن، زاویه دید میدهد.
زیرا بسیاری از رنجهای انسان فقط از ندانستن نیست؛
از ندیدن است.
ندیدن خود،
ندیدن دیگری،
ندیدن جهان.
گاهی آنچه زندگی میکنیم تنها محصول اتفاقهای بیرونی نیست؛ بلکه حاصل شیوهای است که ذهن ما آن اتفاقها را میبیند، معنا میکند و تجربه میکند.
ما جهان را آنگونه که هست نمیبینیم؛
آنگونه میبینیم که ذهن ما توان دیدنش را دارد.
و شاید اگر بتوانیم جهان را جور دیگری ببینیم،
خودمان نیز بتوانیم جور دیگری زندگی کنیم.
طرحوارهها؛ لنزهایی که با آنها جهان را میبینیم
بسیاری از ما تصور میکنیم رنجهایمان مستقیماً از اتفاقهایی میآیند که در جهان بیرون رخ میدهند.
اما ذهن انسان فقط دریافتکننده جهان نیست؛
آن را تفسیر میکند.
طرحوارهها را میتوان مانند لنزهایی تصور کرد که از پشت آنها خود، دیگری و جهان را تجربه میکنیم.
با آنها عشق را میبینیم،
با همانها طرد شدن را تجربه میکنیم،
با همانها آینده را پیشبینی میکنیم
و حتی با همانها خودمان را قضاوت میکنیم.
«پیچکهای ذهن» سفری است برای دیدن اینکه ذهن چگونه جهان را برای ما میسازد.
ذهن، فصل ندارد؛ پیچک دارد
کتابها فصل دارند.
اما ذهن، فصل ندارد؛
پیچک دارد.
در زندگی واقعی، طرحواره از دلبستگی جدا نیست.
دلبستگی از عشق جدا نیست.
عشق بدون «دیگری» معنا پیدا نمیکند.
دیگری بر هویت ما اثر میگذارد.
هویت در روایت زندگی ما شکل میگیرد.
روایت به معنا میرسد؛
و معنا دوباره به خودِ انسان بازمیگردد.
مسیر مفهومی «پیچکهای ذهن» نیز چنین است:
طرحواره ← دلبستگی ← عشق ← دیگری ← هویت ← روایت ← معنا ← خود
به همین دلیل این دوره مجموعهای از فصلهای جداگانه نیست.
هر «پیچک» یک مفهوم است
و هر مفهوم، دری است که به دهها مفهوم دیگر گشوده میشود.
آزمایشگاهی برای شناخت ذهن
«پیچکهای ذهن» را میتوان آزمایشگاهی برای شناختن پیچکهای ذهن دانست.
در اینجا قرار نیست فقط درباره طرحوارهها یا مفاهیم روانشناختی صحبت کنیم.
میخواهیم ببینیم:
ذهن چگونه جهان را میسازد؟
رنج چگونه شکل میگیرد؟
عشق چگونه تجربه میشود؟
چرا از طرد شدن میترسیم؟
وابستگی از کجا آغاز میشود؟
شرم چگونه بر تصویری که از خود داریم اثر میگذارد؟
هویت چگونه ساخته میشود؟
چگونه زندگی خود را روایت میکنیم؟
معنا چگونه شکل میگیرد؟
و آیا میتوانیم دوباره خود و جهان را ببینیم؟
جایی برای گفتوگوی اندیشهها
حقیقت انسان تنها در یک رشته یا یک زبان خلاصه نمیشود.
به همین دلیل در «پیچکهای ذهن»، روانشناسی قرار نیست تنها سخنگو باشد.
روانشناسی، فلسفه، ادبیات، علوم اعصاب، عرفان و تجربه زیسته در کنار یکدیگر قرار میگیرند و وارد گفتوگو میشوند.
اینجا ممکن است:
سهراب سپهری با مرلوپونتی گفتوگو کند،
مولوی با ویکتور فرانکل همسخن شود،
داستایفسکی کنار اروین یالوم بنشیند،
ویرجینیا وولف با پل ریکور از هویت و روایت سخن بگوید،
و طرحوارهدرمانی با پدیدارشناسی وارد گفتوگو شود.
نه برای آنکه ثابت کنیم یکی از این زبانها بر دیگری برتری دارد؛
بلکه برای آنکه ببینیم چگونه زبانهای متفاوت میتوانند تصویر ما از انسان را غنیتر کنند.
«پیچکهای ذهن» جایی است که اندیشهها با هم گفتوگو میکنند، تا انسان خودش را عمیقتر ببیند.
وقتی ادبیات، روان انسان را روایت میکند
پیش از آنکه روانشناسی به شکل امروزی متولد شود، انسان قرنها بود که روان خود را در شعرها، داستانها و رمانها روایت میکرد.
شاید اگر داستایفسکی امروز زندگی میکرد، میتوانست از نقص و شرم بنویسد.
شاید اگر کافکا روانشناس بود، درباره اطاعت، شکست یا بیگانگی سخن میگفت.
و اگر ویرجینیا وولف در این محفل مینشست، شاید از هویت، حافظه و روایت حرف میزد.
ادبیات، پیش از آنکه روانشناسی به دنیا بیاید، روان انسان را روایت کرده بود.
در «پیچکهای ذهن»، شعر و رمان فقط برای زیباتر شدن آموزش حضور ندارند؛
آنها یکی از زبانهای شناخت انساناند.
مولوی، حجابها و ذهن انسان
مولوی میگوید:
«هر کسی از ظن خود شد یار من»
قرنها بعد، روانشناسی از مفاهیمی چون باورهای بنیادین، طرحوارهها و الگوهای دلبستگی سخن گفت.
مولوی از «حجابها» میگفت؛
از پردههایی که میان انسان و حقیقت قرار میگیرند.
زبانها متفاوتاند، اما پرسشی مشترک همچنان باقی است:
چگونه از زندان نگاه خود بیرون بیاییم؟
در «پیچکهای ذهن» این زبانها قرار نیست یکی به دیگری تقلیل داده شوند.
آنها با یکدیگر گفتوگو میکنند.
شاید بعضی پرسشهای انسان آنقدر بزرگ باشند که برای نزدیک شدن به آنها، به بیش از یک زبان نیاز داشته باشیم.
در گام اول «پیچکهای ذهن» به چه موضوعاتی میپردازیم؟
گام اول این دوره در ۲۰ جلسه، حول مجموعهای از مفاهیم بههمپیوسته شکل میگیرد؛ از جمله:
اما این مفاهیم بهصورت جزایری جداگانه تدریس نمیشوند.
هر مفهوم به مفهوم دیگری میپیچد و شبکهای از ارتباطها شکل میگیرد.
پنج مسیر اصلی گام اول
در طول ۲۰ جلسه، مسیر آموزشی دوره از پنج قلمرو عبور میکند:
۱. ذهن و جهان
ذهن چگونه جهان را میبیند و تجربه میکند؟
۲. ریشههای پیچک
الگوهای ذهنی و رابطهای ما چگونه شکل گرفتهاند؟
۳. من و دیگری
طرحوارهها، دلبستگی و ترسهای ما چگونه وارد رابطه میشوند؟
۴. هویت، روایت و معنا
ما چگونه «خود» را میسازیم و داستان زندگی خود را روایت میکنیم؟
۵. دیدن دوباره
آیا میتوان از محدودیت زاویه دید خود آگاه شد و امکان دیگری برای دیدن ایجاد کرد؟
پیچکهای ذهن برای چه کسانی است؟
این دوره برای عموم خانواده کلام زنده طراحی شده است و پیشنیاز ندارد.
اگر:
پرسشهایی دارید که سالهاست با شما راه میروند،
به شناخت انسان علاقهمندید،
روانشناسی برایتان فقط مجموعهای از تکنیکها نیست،
از فلسفه، ادبیات و پرسشهای بنیادین زندگی لذت میبرید،
میخواهید رابطه میان تجربههای گذشته و زندگی امروز خود را بهتر ببینید،
به رابطه خود با دیگری، عشق، هویت، روایت و معنا فکر میکنید،
یا فقط احساس میکنید هنوز چیزهایی درباره خود و جهان وجود دارد که میخواهید عمیقتر ببینید،
«پیچکهای ذهن» میتواند محفلی برای این جستوجو باشد.
دستاورد این سفر چیست؟
«پیچکهای ذهن» وعده نمیدهد که پس از ۲۰ جلسه تمام پرسشهای شما پاسخ داده شوند.
شاید حتی بعضی پرسشها عمیقتر شوند.
اما این دوره میتواند فرصتی باشد برای:
دیدن اینکه آنچه تاکنون دیدهایم، تنها شیوه ممکن برای دیدن نیست.
شاید بزرگترین آزادی...
گاهی تمام تلاش ما صرف تغییر آدمها، موقعیتها و جهان بیرون میشود.
اما شاید همیشه جهان اولین چیزی نباشد که نیاز به تغییر دارد.
شاید بزرگترین آزادی، تغییر جهان نباشد؛
تغییر نگاه ما به جهان باشد.
مشخصات گام اول
نام دوره: پیچکهای ذهن
مرحله: گام اول
تعداد: ۲۰ جلسه
شروع: ۵ مهر ۱۴۰۵
روز برگزاری: یکشنبهها
ساعت: ۱۷:۰۰ تا ۲۰:۳۰
شیوه برگزاری: ترکیبی؛ حضوری + آنلاین
پیشنیاز: ندارد
مخاطب: عموم خانواده کلام زنده
طراحی و تدریس
استاد افسانه سلیمی
مؤسس و مدیرمسئول کلام زنده
استاد رضا سلیمی
اگر هنوز پرسشی با تو راه میرود...
شاید قرار نیست برای هر پرسشی فوراً پاسخی پیدا کنیم.
گاهی لازم است
کمی عمیقتر ببینیم.
کمی بیشتر مکث کنیم.
و اجازه دهیم اندیشهای به اندیشه دیگر بپیچد.
اگر هنوز چشمهای برای سیراب کردن عطش دانستن نیافتهای،
به «پیچکهای ذهن» خوش آمدی.
پیچکهای ذهن
محفلی برای طرح مفاهیمی که هر یک، به دهها مفهوم دیگر میپیچد.
نه برای آنکه فقط بیشتر بدانیم؛
برای آنکه عمیقتر ببینیم.
فعالیت رسمی مرکز کاربردی_پژوهشی کلام زنده از سال ۱۳۷۲ آغاز شده و در طی این سالها، بالغ بر ۲۰۰۰ سمینار و کارگاه تخصصی را برگزار کرده است. موسسان این مجموعهٔ آموزشی، دکتر افسانه سلیمی، دکتر کورش سلیمی و دکتر رضا سلیمی هستند. تاکنون بیش از ۱۵۰ هزار مهارتجو در دورههای مجموعهٔ کلام زنده شرکت کردهاند.
آدرس: تهران، اشرفیاصفهانی به سمت شمال، بعد از حکیم، خیابان قموشی
، بلوار عربشاهی، جنب مجتمع آموزشی سوده، ورودی ۸/۲
شماره تماس :
02144251502
02144251504
02144251505